سیاوش خوانی ePUB å Paperback

سیاوش خوانی ePUB å Paperback

سیاوش خوانی ☄ سیاوش خوانی PDF / Epub ✓ Author بهرام بیضایی – Larringtonlifecoaching.co.uk عنوان سیاوش خوانی فیلمنامه و نیز برای اجرای زنده در توس فردوسی و میدانهای بزرگ همه ی روستاها و پهنه ی میان چادر عنوان سیاوش خوانی فیلمنامه و نیز برای اجرای زنده در توس فردوسی و میدانهای بزرگ همه ی روستاها و پهنه ی میان چادرهای همه ی ایلها؛ نویسنده بهرام بیضایی؛ تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ؛ در ص؛ شابک ؛ چاپ دوم ؛ چاپ ششم ؛ شابک ؛ موضوع اقتباس از داستان سیاوش شاهنامه ابوالقاسم فردوسی فیلمنامه نمایشنامه قرن م.


10 thoughts on “سیاوش خوانی

  1. Miss Ravi Miss Ravi says:

    جوزف کمبل می‌گوید که آیین‌ها شکل اجرایی اسطوره‌های‌اند. به گمانم آن‌چه در فیلمنامه «سیاوش‌خوانی» می‌گذرد تأییدی بر گفته‌ی کمبل است. در صفحه اول کتاب زیر عنوان آمده: {فیلمنامه} و بعد از آن اضافه شده: و نیز برای اجرای زنده در توس فردوسی و میدان‌های بزرگ همه روستاها و پهنه میان چادرهای همه ایل‌ها. چرا که شاید اصل این اثر برای چنین مخاطبی است. برای آنان که هنوز زنده به آیین‌هایند و سیاوش‌خوانی برایشان تنها یک فیلمنامه درخشان نیست بلکه کاشتن بذر باروری و زایش است در بطن مادر زمین.

    سیاوش؛ خدای شهیدشوندهدر باورهای اساطیری ایران، سیاوش یک خدای نباتی است. خدایی که با مرگش زمستان و خشکسالی فرامی‌رسد و بازگشتش به زمین بهار و زایش را در پی دارد. معمولاً همراه خدای نباتی یک الهه باروری نیز وجود دارد. خدای نباتی توسط الهه باروری کشته می‌شود و زمستان فرامی‌رسد. الهه باروری بعد از پشیمانی به زیر زمین می‌‌رود تا خدای نباتی را بازگرداند. اما بازگشت خدای نباتی به زمین موقتی خواهد بود. این اسطوره به شکل‌های مختلف در ملل و فرهنگ‌های دیگر وجود دارد و خدایانی با داستان‌هایی کم‌وبیش مشابه سیاوش نقش این خدای شهیدشونده را به عهده دارند. سیاوش قربانی است. او باید بمیرد تا آیین به شکل کامل اجرا شود. خون سیاوش، دمیدن روح تازه‌ای بر پیکر زمین است. در «سیاوش‌خوانی» مردم برای باروری و زایش و دوری از خشکسالی با جدیت این آیین را اجرا می‌کنند. برای آنان این امر مشتبه شده است که قربانی شدن سیاوش به عنوان خدایی شهیدشونده می‌تواند برکت و باران و فراوانی در پی داشته باشد. سیاو‌ش‌خوانی بیان یک آیین است. آیینی در طلب باران، در رهایی از خشکسالی.

    فیلمنامه «سیاوش‌خوانی» دو روایت دارد. روایتی داستان سیاوش است و روایت دیگری شرح مردمانی که تن به «افراسیاب» شدن و یا «سودابه» شدن نمی‌دهند و بر سر کی‌کاووس شدن دعوا می‌کنند. گاهی که این روایت دوم، روایت اول را می‌گسلد و پاره می‌کند، خواننده به یاد می‌آورد که همه‌چیز دارد در روستایی اتفاق می‌افتد، توسط آدم‌هایی که شاید از افراسیاب و کی‌کاووس و دیگر شخصیت‌های اساطیری خوی و خصلتی در خود داشته باشند. آن‌چنان که بعضی از روستاییان که نقش تورانیان را بازی می‌کنند، بر دیگران ستم می‌کنند و زور می‌گویند و حق‌شان را می‌گیرند. لذت این دوپارگی روایت برای من بسیار زیاد بود، انگار زمان اسطوره‌ای با زمان طبیعی یکی می‌شود و باز به ساحت ازلی‌اش بازمی‌گردد.دردی (سیاوش‌خوان)«اگر جهان سبز شود ما سیر می‌شویم. نه مگر؟ مهنو مادرم و تو خواهرم فوژان، چرا به خشنودی من گریه می‌کنید؟ یادت نیست می‌گفتی در خشکسالی مردمان یکدیگر را می‌خورند؟ پس اگر به این سیاو‌ش‌خوانی جهان سبز شود، مادر، برای من رنج بیش‌تری بخواه».سیاوش یک قربانی غمگین است. یک شخصیت مغموم و اندوهگین در شاهنامه که به گفته‌ی خودش در این کتاب یک‌بار از آتش، یک‌بار از باد، یک‌بار از آب و در نهایت از خاک می‌گذرد و سودابه در آخر داستانش توسط رستم مجازات می‌شود. دو تن در شاهنامه به دو نیم می‌شوند که یکی‌شان سودابه است. در این اثر کم‌تر جذب زیبایی‌ کلمات و زبان گیرای بیضایی بودم آن‌قدر که قصه و روایت من را در خود کشیده بود. چقدر حظ بردم.


  2. Sanaz Sanaz says:

    مردمان سرنوشت خویش با خون خود می نویسند و کوشش خود٬ اگر مهربانید دژ بر شما بگشایند وگر ستم خواهید کرد هیچ دژی به خونی که در پای آن می ریزند٬ نیرزد (از صفحه ۵۰ کتاب)پس جای سخن نیست اگر جهان چنین چهره گرداننده با امید می آورد و نومید می برد٬ دوستی هایش چنین سست و بستگی هاش دروغ.. (ص ۲۱۴)


  3. Ehsan Movahed Ehsan Movahed says:

    بگذار این‌جا جایی بشه برای نوشتن فکرهای خام بعد از خواندن. شاید همین نوشتن شروع تفکر شدجدای از جذابیت‌های گوناگون این کتاب، یک چیز عمیقی در این کتاب بیضایی وجود داره که دوست دارم اینجا درباره ش بنویسم و به ش در واقع با نوشتن فکر کنم. ویژگی محوری این کتاب اینه که همونطور که از اسم کتابم برمیاد سیاوش خوانی ست نه فقط بازنویسی داستان سیاوش. اجرای آیینی نمایش سیاووشه در برابر مردم یک روستا به دست خودشون که سالانه اجرا میشه و نذری برای محصول و باران بیشتر سال پیش رو ست. یعنی هم داستان هست هم تاثیر داستان بر مخاطبانش. این جدا از چند برابر کردن اندوه و شادی داستان برای خواننده؛ در سطح عمیق‌تری فرصتی خلق کرده برای تامل بر نقش داستان یا هنر میان انسان‌ها. از طرفی بیضایی میان سیاوش و مسیح خویشاوندی نزدیکی دیده و ابا نکرده حتی از ترتیب دادن صحنه‌هایی مثل شام آخر برای سیاووش یا گفته هایی برای سیاووش که در آن‌ها به طور آشکار از کشیدن بار گناه مردمان سخن می‌گه وقتی به میان آتش می‌ره. با ریخته شدن خون سیاوش در پایان نمایش، مطابق آیین آب به کشتزارهای مردم سرازیر میشه و همزمان مردم تماشاگر هم از زشتکاران اعلام برائت میکنن و همه چیز گویا به موقعیت صفر خودش برمی‌گرده. به قول راوی نمایش در پایان، به امید روز نو و روزگار نو!آیا قصه‌ها خلق نشدن تا آدم‌هایش بار گناهان انسان رو بکشن؟ آیا خواندن هر داستان اجرای یک آیین قربانی نیست؟


  4. Ahmad Sharabiani Ahmad Sharabiani says:

    عنوان: سیاوش خوانی فیلمنامه و نیز برای اجرای زنده در توس فردوسی و میدانهای بزرگ همه ی روستاها و پهنه ی میان چادرهای همه ی ایلها؛ نویسنده: بهرام بیضایی؛ تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1372؛ در 230 ص؛ شابک: 9645512441؛ چاپ دوم 1376؛ چاپ ششم 1391؛ شابک: 9789645512441؛ موضوع: اقتباس از داستان سیاوش شاهنامه ابوالقاسم فردوسی فیلمنامه نمایشنامه قرن 20 م


  5. Mostafa Mostafa says:

    سیاوش‌خوانی را از ما گرفتند و نوحه‌ی حسین بر سر ما خواندند


  6. Negar Safari Negar Safari says:

    زیبا زیبا زیبا. هزاران افسوس می خورم که چرا تا به حال سراغ داستان های شاهنامه نرفتم. و هزاران بار تر افسوس که چه قدر دیر با قلم استاد بیضایی خو گرفتم.تراژدی ها ی یونان و نمایشنامه های خارجی برای خود، ولی به مانند شاهنامه و بیضایی این ترکیب جادویی نمیشود یافت. )الان قشنگ معلومه زبانم تحت تاثیر این ۲۰۰ صفحه چه شیوا شده :)از متن:جهان را همه یکسان ساخته اندو از هر گوشه ی آن به دیگری بگریزیخود را در آیینه ی همان می بینی که می دیدیآبی را در آسمانسبزی را بر درختو بی خردی را بر تخت


  7. Ali Ali says:

    زبانی فاخر و قصه ای پر کشش، تو در تو. تصور می کنم این فیلم نامه با نگاهی بسیار دقیق به صورت نمایش نامه نویسی نوشته شده چرا که در هر دو مورد قابل اجرا و مناسب است. وقتی بیضایی گذشته و حال را در قصه و طرح و زمینه و شکل کار ، بصورت توامان بکار می برد، اثرش ضمن پیچیدگی درخور تحسین است.بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.


  8. Shakiba Shakiba says:

    از متن کتاب : پیران : بد است، آری بد؛ روزی که بداندیشان را بار می‌دهند که خود را از کینه‌ی دیرین تهی کنند! صفحه 225


  9. Ehsan Mohammadzadeh Ehsan Mohammadzadeh says:

    داستان شباهت به مسیح بازمصلوب نیکوس کارانتزاکیس داره. این شبیه‌خوانی‌ها آیین‌هایی اساطیری هستن از ایزدهای شهیدشونده مثل اوزیریس، تموز یا دموزی، مهر، آدونیس، حسین و مسیح و یوسف، و سیاوش که البته سیاوش و آیین سیاوش‌خوانی در ایران برگرفته از تموزه، که بازتولیدش رو این بار تو شبیه‌خوانی‌های حسین می‌بینیم. باززایی این نمایش در حین اجرا، و مقدمه‌ای که بیضایی درش این نمایش رو مناسب برای اجرای زنده در توس فردوسی، میدان بزرگ روستاها و پهنه چادر ایلات دونسته گواهی است بر بی‌مکان و بی‌زمان بودن این اسطوره، و جاری بودن همیشگیش در رگ‌های ایرانیان.این باززایی اسطوره بازگشتی جاودانه‌اس که هر ساله طبق آیین‌های باستانی و جهت وسعت بارش و خواهشات مختلف دیگه موبه‌مو طبق دستور گوسان اجرا می‌شه.برام جالب بود که بعد از سووشون سیمین حتما سیاوش‌خوانی بهرام بیضایی رو هم بخونم، اونم تو کریسمس که روز تولد خورشید به حساب میاد و از قضا بیضایی دقیقا تو  روز پایان خوانش کتاب هشتاد ساله شد. (این بخشش اتفاقی بود راستش)تاثیری که این شبیه‌خونی روی مردم داره هم خیلی جالبه. جایگاه خداگونه گوسان که هیچ ارباب قدرت و ثروتی به خودش اجازه نفوذ و تغییر تو تصمیماتش برای انتخاب بازیگر رو نداره. تبرا و تولای اهالی نسبت به شخصیت‌‌های مختلف، تکرار کهن‌الگوهایی مثل قربانی کردن خروس و آب یاری زمین‌ها با این خون. در انتها هم به عینه بسیاری وام‌های تعزیه حسین از این نمایش رو می‌بینیم. قربانی لحظه‌ای مسیح، لحظه‌ای حسین، گاه تموز و گاه به اوزیریس تغییرمی‌کند و ما شاهدیم که این همه یکیند. همان‌طور که فریگیس فریاد وااسفا می‌کشد: آه ای ایزدان بر زمین!تحفه از متن فیلمنامه، عاشق این جمله شدم: کدام رانده است که چشم در پشت سر ندارد تا خوانده شود؟


  10. Saied Davoodi Saied Davoodi says:

    «فیلمنامه» و نیز برای اجرای زنده در توس فردوسی و میدان‌های بزرگ همه روستاها و پهنه میان چادرهای همه ایل‌ها. چرا که شاید اصل این اثر برای چنین مخاطبی است. برای آنان که هنوز زنده به آیین‌هایند و سیاوش‌خوانی برایشان تنها یک فیلمنامه درخشان نیست بلکه کاشتن بذر باروری و زایش است در بطن مادر زمینسیاووش‌خوانیبهرام بیضاییدر اسطوره‌های ایرانی سیاووش اسطورۀ باروری زمین است و سیاووش‌خوانی یک مراسم آیینی است که با گذر سالیان همچنان نیز در برخی از روستاها و اقوام ایرانی اجرا می‌شود. جیمز فریزر می‌گوید تفکر بدوی در انسان‌های نخستین دارای سه مرحله است تا در نهایت به تفکر علمی بیانجامد. مرحلۀ اول جادو و آیین‌های جادویی است. که در آن مردم با تکیه بر آیین‌های جادویی قصد دارند کنترل طبیعت را به دست گیرند. مرحلۀ دوم دین و اعتقاد به خدایانی فراطبیعی است. خدایانی که پدیده‌های طبیعی را کنترل می‌کنند. و به همین خاطر برای هر پدیده خدایی متصور بودند. خدای آب، خدای آسمان، خدای باروری، خدای جهان پس از مرگ و مرحلۀ سوم تلفیق دین و جادوست. که در آن با اجرای آیین‌های جادویی قصد دارند خدایان را وادارند که دست به کار خاصی بزنند و نظم طبیعت را به سمت خاصی بکشانند. برای مثال با اجرای آیین زنده شدن آدونیس، آدونیس را که نماد باروری و تجدید حیات سالانه است وادار کنند که زنده شود و در نتیجه گیاهان شروع به رویش کنند. هدف از اجرای آیین سیاووش‌خوانی نیز همین موضوع باروری و تجدید حیات سالانه بوده و به همین خاطر است که بیضایی در ابتدای کتاب می‌نویسد:«برای آنان که هنوز زنده به آیین‌هایند و سیاوش‌خوانی برایشان تنها یک فیلمنامه درخشان نیست بلکه کاشتن بذر باروری و زایش است در بطن مادر زمین.» دربارۀ آیین سیاووش‌خوانی، گویا سیاووش از خدایان پیشازردشتی ایرانی است و مرتبط با اساطیر باروری و فرهنگ کشاوری است؛ که قدیمی‌ترین حوزۀ این فرهنگ بین‌النهرین و رود جیحون بوده. امروزه هنوز مکان‌هایی در ایران وجود دارند که به نام سیاوشان و یا سیاوش خوانده می‌شود. از جمله مسجدی در شهر شیراز که نام سیاووش را روی خود دارد. یا روستای سیاووشان که در جنوب غربی آشتیان قرار دارد. قدیمی‌ترین اثری که از آیین سیاووش‌خوانی به جا مانده است دیواره‌ای است در پنجکنت در تاجیکستان امروزی که قدمت آن به قرن سوم پیش از میلاد می‌رسد. در کتاب‌های کهن نیز بارها از آیین سیاووش‌خوانی سخن به میان آمده است. از جمله کتاب تاریخ بخارا: «مردم بخارا را، در کشتن سیاووش نوحه‌هاست، و مطربان آن را سرود ساخته‌اند و قوالان آن را گریستن مغان خوانند و این سخن، زیادت از سه هزار سال است.» در این بین داستان جوشیدن خون سیاووش و روییدن گیاه پرسیاووشون از آن نیز در اغلب روایت‌ها و کتاب‌های کهن نقل شده است. از کتاب اخبار اسکندر در سفر او به سیاووش‌گرد، مقبرۀ بهشتی او چنین وصف شده:«خاک او سرخ بود. خون تازه دید که می‌جوشید و در میان آن خون گرم، گیاهی برآمده بود سبز و جماعتی مردم آنجا جمع آمده بودند.»امروز نیز می‌توان رد آیین‌سیاووش‌خوانی را در مراسم‌های عزارای امام‌حسین، ضرب‌المثل‌ها و حتی باورهای دینی مردم دید. برای مثال در مراسم‌های عزاداری سیاه پوشدن و لباس نیلی به تن کردن و کوتاه نکردن موی سر و صورت نشانه‌هایی است که همه از آیین سیاووش‌خوانی به یادگار مانده. یا حتی تزیین کردن تابتوت عزا، ماتم گرفتن بر سر پیکرۀ نمادین شهیدان کربلا و استفاده از نمادهایی مثل علم و کتل و تزیین آن‌ها با نشانه‌ها پارچه‌های رنگارنگ، گرداندن تابوت‌ها همراه دسته‌های عزاداری در کوچه و خیابان‌ها، همه آیین‌هایی است که برگرفته از آیین سیاووشان و گرداندن تابوت سیاووش در بین مردم است. یا در مراسم نخل‌گردانی‌‌ای که هنوز در شهرهایی از جمله یزد و میبد و کاشان انجام می‌شود و ظاهراً ریشه در سیاووش‌خوانی دارد. نخل یک اتاقک چوبی شبکه‌شبکه‌ای است که آن را انواع پارچه‌های ترمه و شال و تزیین می‌کنند و طی مراسمی آن را روی دوش مردم در مراسم‌های عزاداری می‌گردانند. در تصاویر و دیوارنگاری‌هایی که از آیین سیاووش‌خوانی برجای مانده نیز می‌توان مردم سوگوار را دید که اتاقکی خیمه‌مانند را روی دوش حمل می‌کنند و این اتاقک نمادی است از حمل قربانی مقدس به دنیای پس از مرگ. روی این کجاوه که به شکل درخت نخل است تصاویری از یک گیاه به چشم می‌خورد که نمادی است از تولد مجدد قربانی در دل خاک. و این تولد دوباره را مردم در وقت آذیین‌بندی آرزو می‌کنند. سنت استفاده از طاق نصرت برای مردگان و نخل‌گردانی در مراسم‌های عزاداری و تعذیه‌خوانی ظاهراً نقاط مشترکی با مراسم سیاووش‌خوانی دارد. مرگ سیاووش و به جوش آمدن خون او و روییدن پرسیاووشون از خون او حتی در باورهای دینی مردم نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال در پل‌ذهاب مردم اعتقاد دارند در سالی که به نام مار است، در یکی از روزهای جمعه فصل بهار که مطابق هفدهم ماه باشد،خون سیاووش می‌جوشد و امام زمان ظهور می‌کند. یا برخی از مردم قدیم همچنان معتقدند ابری که به سرخی می‌زند رگه‌هایی از خون سیاووش را در خود دارد. دکتر مهرداد بهار در کتاب جستاری چند در فرهنگ ایران به طور کامل به این اسطوره و آیین پرداخته و دربارۀ آن بحث کرده است.


Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *